14 سیب
14 Apples
وانگ شین-هونگ از بیخوابی رنج میبرد. یک فالگیر به تاجر ماندالای میگوید که ۱۴ روز را در یک صومعه بگذراند و زندگی یک راهب را تجربه کند و هر روز یک سیب بخورد. این کار در برمه امروز ممکن است. وانگ شین-هونگ به صومعه روستایی میرسد، سرش را میتراشد و لباس قرمز میپوشد و به سرعت به یک مقام تبدیل میشود. در مراسم استقبال، زنان روستا که فقرشان از لباسها و کلبههای پسزمینه مشخص است، بیشتر از آنچه دارند در کاسه صدقهاش میریزند. در نقش کوتاهمدتش به عنوان مشاور آنها، وانگ شین-هونگ به زودی از تلاشهای روستاییان برای بقا و کسب درآمد به عنوان مهاجران قانونی یا غیرقانونی در چین، تایلند یا مالزی آگاه میشود. او همچنین میفهمد که سایر راهبان چگونه سعی در تولید سود و درآمد اضافی دارند.