عشق یک سردرد است
Love Is a Headache
یک نماینده مطبوعاتی برای یک بازیگر برادوی که حرفهاش در حال افول است، سعی میکند با این کار که او دو یتیم را به فرزندی قبول کند، بدون اینکه او بداند، برایش تبلیغاتی ترتیب دهد.