موسی
Mossie
من لونا ون ویک هستم. یک دخترچهارده ساله. این داستان مینیون «میگن» ون ویک است، خواهر بزرگ تر من. و دوست صمیمی اش آدریان پرنسلو که فکر می کنم باید با او ازدواج کند. اما این فقط من است. به دلیلی عجیب موسیه با پسرهای بزرگ تر عشق ورزیده است — وارد شوید لئون روسو — که بدون پیراهن است. این داستانی است درباره عشق، البته، اما بیشتر درباره جوانی و اینکه زندگی چقدر سخت می تواند باشد. این داستانی است درباره هیولاها و کفش های ورزشی. درباره رها کردن و نگه داشتن. درباره دوستی. این داستانی است درباره خواهر من و اینکه چگونه یاد می گیرد پرواز کند.