خط داستانی
در یک روستای کوچک ماهیگیری در شمال کانتو، نامی در لبه اسکله ایستاده و منتظر بازگشت قایق شوهرش است. در حین انتظار، نامی با پدر شوهرش، گنگورو، زندگی میکند که هر شب به دلخواه خود از او استفاده میکند. یک روز، مردی به نام کاندا در بندر پیدا میشود که پس از ارتکاب یک جرم جنسی وحشتناک در حال پنهان شدن است و شروع به کار برای یک ماهیگیر به نام کونیو میکند. در حالی که کاندا تمام تلاشش را برای اصلاح زندگیاش میکند، همه چیز به هم میریزد وقتی که او با نامی برخورد میکند و غرایز طبیعیاش دوباره بیدار میشود.