خط داستانی
خودروی هکتور و اودت دوپوی در وسط هیچجا خراب میشود، اما نه چندان دور از یک هتل لوکس. این زوج ثروتمند هستند اما اودت که خسیس است، مصمم است که بودجهاش را محدود نگه دارد. خوشبختانه، هتل اتاقهایی برای خدمتکاران با قیمت تنها ۳۵ فرانک ارائه میدهد، بنابراین او تصمیم میگیرد شوهرش را به عنوان رانندهاش معرفی کند. از نظر او، اودت خود را به عنوان بارونِس دو گارش معرفی میکند و اتاقی به قیمت ۲۵۰ فرانک میگیرد. اما اقامت آنها به زودی پیچیده میشود. به عنوان مثال، پالو، یک بیوه با پنج دختر که قصد ازدواج مجدد دارد، شروع به دربارگی به 'بارونِس' میکند. و این همه ماجرا نیست، زیرا در همین حین، آنژل، یک خدمتکار، به هکتور نزدیک میشود! برای بدتر شدن اوضاع، فردیناند، دوست پسر آنژل، تصمیم میگیرد انتقام بگیرد و هکتور را به عنوان 'رقیب' خود هدف قرار دهد. این مرد حسود یک جواهر از یک مهمان دزدیده و هکتور بیچاره را به سرقت متهم میکند.