خط داستانی
در کشوری نامشخص در آمریکای لاتین که شباهت زیادی به مکزیک دارد، حکومت با شورشیان روستایی با شکنجه، آزار، تجاوز و قتل مبارزه می کند. سربازان به شهر می آیند و شورشیان را از منبع مهماتشان در مزرعه جدا می کنند. خانواده ای از پدربزرگ، فرزند و نوه در میان شورشیان کوهستان هستند. پدربزرگ با ویولن برش شانه اش سوار است و تلاش می کند از گیت کنترل عبور کند تا به کشت گندم رسیدگی کند. افسر فرمانده اجازه عبور می دهد اما بر درس موسیقی روزانه پافشاری می کند.