Storyline
مدیر یک شرکت در دوران شوروی، باتورین، روزها و شبها را در دفتر خصوصیاش میگذراند. ناتوانی در تنظیم روز کاری و کار زیاد باعث شده است که باکوهان به شکل شدیدی از نوراستنی مبتلا شود. جروبحثهای کوچک، فحاشی، تهدیدها، زندگی همسر و فرزندش را به یک کابوس تبدیل کرده است. مدیر از بیخوابی رنج میبرد. سرانجام به کلینیک رفت. به توصیه پروفسور باکوهان، پس از رفتن به یک خانه استراحت، شروع به ورزش کرد، دور زدن با اسکیت و اسکی رفتن. یک ماه بعد، همسر و فرزندش فردی کاملاً سالم و بالغ را ملاقات کردند.