Storyline
دزد بدنام "خفاش" یک سرقت جواهرات جسورانه را با وجود حضور سنگین پلیس انجام میدهد. به زودی پس از آن، یک سرقت بانک رخ میدهد که ممکن است کار همین جنایتکار باشد. در همین حال، کورنلیا ون گورد در عمارت قدیمیاش مهمانانی از جمله خواهرزادهاش، دیل، یک کارمند بانک و کارآگاه پلیس اندرسون را پذیرایی میکند. وقتی مهمانان یکی یکی کشته میشوند، کورنلیا شروع به مشکوک شدن به این میکند که ممکن است خفاش در اطراف ملک پنهان شده باشد.