Storyline
بانک به دلیل ناچاری توسط آنا لکچک ۴۰ساله بی کار شده و دختر ۱۳ سالهاش اینسک به سرقت میبردند. اما پول دزدیده شده آنها را به جایی نمیرساند. در دادگاه وکیل الکولی نمایندگی میکند که میخواهد زندگیاش را سازمان دهد. برای آنا لکچک اما مسأله بقا خالی است. به تدریج این دو نفر به یکدیگر نزدیک میشوند...