Storyline
متجر عتیقه فروشی که گئرد إس مالک آن است باید به حل مشکلات مالی اش کمک کند او رویا دارد مهمترین رمان هلندی را بنویسد اما خرج کرد پولش را عادت به هدر رفتن است او مدام بی پول است خواهرش اینگرید با پیر ازدواج کرده است او میخواهد فرزندی اما او امتناع میکند در حالی که گئرد مایل است زندگی عادی را بپذیرد ازدواج اینگريد به هم میریزد