Storyline
«همه رویا دارند و رویا دیدن هرگز بیخردی نیست.» اینها گفتهٔ پولا، دختری است که رویاهای بزرگی در قلبش دارد. برای مدت طولانی پولا دفترچهٔ خاطراتی داشته است و در آن نقدهای بزرگش نوشته شده است. هنگامی که دفترچهاش توسط جُفتی از دزدهای کودک دزدیده میشود، او ناامید میشود. اما توبی، همکلاسی او، میداند دزدان در کجا زندگی میکنند و برای کمک به پولا در ازای درسی برای قبولی امتحان زبان انگلیسی پیشنهاد میدهد. آنچه با یک روال ساده آغاز میشود به یک ماجراجویی تبدیل میشود و پولا و توبی در نهایت درمییابند که گاهی برداشتهای اول اشتباهاند و برخی چیزها غیرقابل جایگزینیاند.