Storyline
دیوانه بنگالی گروهی راک بنگالی است که عنوان فیلم از آن الهام گرفته شده است. آنها در گاراژی بیحال در کلکته تمرین میکنند که متعلق به بابی است؛ صاحب کارگاه بابی. چهار پسر جوان با ستارههای درخشنده در چشمانشان قطعاتشان را تمرین میکنند بیآنکه بدانند واقعاً به چه چیزی هدف میدهند. اما کارگاه از تهدیدِ از جانب دُنجی جنوب کلکته به نام بابورام در امان نیست. روزی صبح، مردی سالخورده به نام سان از «آمریکا و پاریس» میرسد. باجی، درامر که مسلمان است، مجبور میشود از تحصیل کنار بکشد. او از دام تبدیل شدن به یک تروریست مانند برادر بزرگترش سلطان فرار میکند. بعدها به عنوان مأمور پلیس درمیآید و هر کس را که سعی در رشوه دادنش دارد، میزند. نیون گیتار ریتم را میزند اما بهخاطر ورود به جهان مواد مخدر، از روی زمین محو میشود با گیتارش. پائولو، خواننده اصلی، گیتاریست بیس و ترانهسرای گروه، به ایالات متحده میرود و گروه از هم میپاشد. بابی میمیرد.