Storyline
برجی درباره مردی سی و چهار ساله به نام درِک است که با والدینش در تورنتو زندگی می کند. برخلاف برادر ازدواج کرده اش که منتظر بچه است، درِک مجرد و بدون حرفه است. هرچند آرزوی کاریکاتوریست گرافیک دارد، در کار شرکت ساختمانی عمویش کار می کند. شب ها به تنهایی در خیابان پرسه می زند و به کلوپ های شبانه می رود تا همسفر پیدا کند. درِک ناگهان رابطه ای صمیمی با زنی به نام نیکول برقرار می کند. هنگامی که روبهرویش یک راکون محلی به مزاحمت همیشگی تبدیل می شود، درِک تصمیم می گیرد آن را برباید