خط داستانی
مابل یک پرنده قناری، یک سگ کوچک و یک گربه دارد. او به بیرون میرود و گربه به دنبال قناری میرود. سگ کوچک صدای جنجال را میشنود و وضعیت را درک میکند. او میداند که نمیتواند با گربه مبارزه کند، بنابراین با تمام سرعت به سمت یک پناهگاه میدود و مشکلاتش را به سه کالی بزرگ میگوید که با او برمیگردند. آنها از طریق یک پنجره زیرزمین وارد خانه میشوند و به موقع به نجات زندگی پرنده میرسند. گربه فرار میکند و یک تعقیب هیجانانگیز آغاز میشود. وقتی مابل به خانه برمیگردد و قفس پرنده را واژگون و پرهای بلند قناری را میبیند، فکر میکند که سگ کوچکاش گربه را فراری داده و او را در آغوش میکشد.