خط داستانی
داستان دختری یتیم که توسط خانواده استورلین بزرگ شده است. آن جوان (آستا نیلسن) به عنوان نوزاد به مزرعه استورلین توسط مادرش آورده میشود، که در حال سفر بوده و به استراحت نیاز دارد. آنها در درب ورودی رد میشوند و مادر دختر جوانش را به طویله میبرد تا بخوابد. کارگر مزرعه، جان، صبح آنها را پیدا میکند اما مادر نتوانسته شب را سپری کند، بنابراین آن جوان به خانواده پذیرفته میشود و بزرگ میشود.