خط داستانی
جمعآورنده آهنگهای فولکلور دکتر شرک به روستای دورافتاده لِسُو میآید. او از آواز خواندن مدلا ساترانوا، دختر شانزدهساله، شگفتزده میشود و آهنگهای او را برای پخش در رادیو ضبط میکند. دوست شرک، آهنگساز یاروسلاو کلان، از گروهی از یتیمها مراقبت میکند که او یک گروه کر از آنها تشکیل داده است. شرک مدلا، یتیم، را به او میآورد. دختر نوجوان شروع به کمک به خانهدار نانا در مراقبت از کودکان میکند.