خط داستانی
آنا جوبست دختر یک کشاورز ثروتمند و محافظهکار است. او در کنار رود مولداو زندگی میکند و تنها آرزویش این است که به سمت پراگ، "شهر طلایی" برود. پس از رسیدن به آنجا، به سرعت در جمعی بد قرار میگیرد.
آنا جوبست دختر یک کشاورز ثروتمند و محافظهکار است. او در کنار رود مولداو زندگی میکند و تنها آرزویش این است که به سمت پراگ، "شهر طلایی" برود. پس از رسیدن به آنجا، به سرعت در جمعی بد قرار میگیرد.