خط داستانی
درامی درباره مدیر هاکان داهلین که به تازگی از یک کلینیک که در آن برای الکلیسم خود درمان شده است، مرخص شده است. در یک حمله حسادت، داهلین به همسرش اینگا آسیب میزند و پس از آن دوباره به زور بستری میشود. اینگا پرستار است و اکنون به یک روستای کوهستانی منتقل میشود تا در یک کلینیک منطقهای کار کند. در یک بازدید اضطراری، او با عشق دوران کودکیاش، دکتر گونار، روبرو میشود و احساسات قدیمی بین آنها دوباره شعلهور میشود.