خط داستانی
مالک متوفی یک قلعه قرون وسطایی در وصیتنامهاش stipulate کرده بود که وارث املاک عظیم او، خواهر ناتنی بزرگتر، کاترینا و مارگریت فون کرونبرگ، یعنی مارگریت خواهد بود، اگر او با هاینز واگنر، پسرعموئی که به تازگی از اسارت بازگشته، ازدواج کند. وقتی مارگریت مشاهده کرد که کاترینا و هاینز در دریاچهای نزدیک هم ملاقات میکنند، از شوهرش خواست که فوراً قلعه را ترک کند، قبل از اینکه او، خواهر بزرگتر، و هاینز ازدواج کنند. کاترینا که عصبانی شده بود، نقشهای برای مسموم کردن مارگریت کشید. تنها زمانی که کاترینا خواب دید که جوانان روستا انتقام مرگ خشونتآمیز مارگریت را طبق سنتهای قدیمی میگیرند و او، کاترینا، مانند جادوگران در قرون وسطی در آتش سوزانده میشود، پس از بیدار شدن از این کابوس، نقشه خونین خود را رها کرد. تغییر اراده او پاداش میگیرد: هاینز تصمیم گرفته است با کاترینا ازدواج کند و نه مارگریت.