خط داستانی
فابیان بوم، حراجی در یک شهر کوچک، روزی یک پسر بچه را در یک گهواره کوچک که برای فروش در حراج بود پیدا میکند. او بچه را به یک یتیمخانه میبرد اما روز بعد برمیگردد چون متوجه میشود که دلتنگ پسر بچه شده است. از آنجا که یک مرد مجرد اجازه ندارد یک بچه را به فرزندی قبول کند، او با یک زن جوان که در واقع مادر بچه است، ازدواج ترتیب میدهد.