خط داستانی
یک مربی جوان کاباره به نام ویولا که به تازگی در یک پرونده خود را به خطر انداخته، فرار میکند. در قطار، او با دومینیک آشنا میشود که در یک کلبه در توسکانی، در حاشیه باتلاقها زندگی میکند. دومینیک و ویولا در کلبه مستقر میشوند و به زودی زن جوان باردار میشود...