خط داستانی
ترنتی از مزرعه جمعی خارج میشود و به شهر میرود تا به عنوان یک کشاورز تحصیل کند. مارینا سخت کار میکند و منتظر بازگشت شوهرش است. وقتی شوهرش به خانه برمیگردد، به همسرش به خاطر بیسوادیاش سرزنش میکند، درخواست طلاق میدهد و به شهر میرود. مارینا که با دخترش تنها مانده، تمام وقت خود را به تحصیل و کار اختصاص میدهد.