خط داستانی
یک شاعر با زبان نقرهای و خودخوانده "سلطان گدایان" در بغداد قدیم به دنبال یک بازرگان ثروتمند میگردد تا دختر رویاییاش، مارسیناه، را به او بدهد. در این مسیر، او به عنوان جادوگر معروف حاجی ظاهر میشود و با یک دزد سالخورده، یک وزیر احمق و همسرش درگیر میشود. در همین حال، دخترش به یک خلیفه خوشچهره علاقهمند میشود.