خط داستانی
وقتی می فهمد شرکتش مادر خودش را مصادره کرده است، مدیر جوان موفق به شدت آزرده می شود. پول و قدرت معنای تازه ای پیدا می کنند. او باید با خویشتن درونی خود مبارزه کند و همه چیز را به خطر بیاندازد تا ارزش های واقعی زندگی را بازسازد. حرفه اش در معرض خطر است و با مرگ مادرش در صندوق بازنشستگی، به نقطه محدود می رسد و با احساس مسئولیت اقدام به انتقام از طریق اقدامات تروریستی می کند و هیولا انفجار می شود.