خط داستانی
بارون دولانسکی به شدت به علم ژنتیک علاقهمند است و میداند که وقتی گیاهان مشابه بارها و بارها با هم تلاقی میکنند، چه اتفاقی میافتد و به درستی نتیجهگیری میکند که این موضوع در مورد انسانها نیز صدق میکند. او بیوهای است و فرزندی ندارد، بنابراین برادرزادهاش مکس باید وارث آیندهٔ نشان خانوادگی باشد. ترس از احتمال انحطاط بارون را وادار میکند تا برای خانوادهاش خون جدیدی فراهم کند. اما این فرد نباید هر کسی باشد - او باید حداقل دارای وسایل خاصی باشد. جدیترین کاندید، مدلا لیسکوا، دختر فقیر اما زیبایی است که باید آموزشهای مقدماتی ببیند. اشرافزاده خواستار این است که او یک سال در قلعهاش بماند. مادر دختر به راحتی موافقت میکند، بالاخره آیندهٔ امنی برای دخترش در پیش است. تلاشهای پیگمالیون چک چگونه به نتیجه خواهد رسید؟