خط داستانی
برای نخستین بار در پانزده سال، چهار خواهر و برادر وارد زندگی میشوند تا از مادر در حال مرگ مراقبت کنند که تنها چند هفته زندگی دارد. یکی از آمریکاست و با دو فرزندش میآید. خواهری جدا شده نیز با فرزندانش میآید و مرتب با مردی اسرارآمیز ملاقات میکند که ممکن است شوهر سابقش باشد. فرزند بزرگتر دختر است و پرستار مجردی است که ساعت بیولوژیکی خود را میفهمد. پسر تنها به دنبال پدر عبوس خود است که گویا اصلاً به وضعیت مادرش اهمیتی نمیدهد. آنها با رویاهای مادرشان برای انجام کارهایی قبل از مرگ مواجه میشوند—دیدن ساحلی که در گذشته دیده بود، دیدن ازدواج youngest، و سفر به پاریس. او همچنین میخواهد مومیایی شود و با شلیک بیست و یک گل قهرمانانه گرامی داشته شود. بنابراین گروه باید به دنبال تحقق ارزوهای مادرشان برود.