خط داستانی
لویزا سولر، یک وکیل جوان و ثروتمند، به استان بوئنوس آیرس سفر میکند با عمهاش توتون و در آنجا با یک آهنگساز humble تانگو، مارتین سالازار، آشنا میشود. این ملاقات باعث سردرگمی برای نامزدش میشود و پس از چند لحظه تنش و بحثهای شدید، مارتین از لویزا میخواهد که وضعیت را با نامزدش روشن کند. اما وقتی وکیل تصمیم میگیرد کاری انجام دهد، همه چیز برای هر دوی آنها تغییر میکند. هر دو متوجه میشوند که عاشق یکدیگر هستند و فراتر از زندگیهای متفاوتی که دارند، برای بودن با هم مبارزه خواهند کرد.