خط داستانی
وقتی سر جورج ردوی، یک بازیگر مشهور، به طور عمومی ادعا میکند که عاشق نوزادان است، یک نوزاد به سرعت در درب خانهاش رها میشود و او مجبور میشود آن را به خانه ببرد. کتی اوکانر، یک بازیگر که برای یک نقش در تولیدی که ردوی در آن بازی میکند، ناموفق آزمون داده است، وانمود میکند که مادر کودک است تا به بازیگر نزدیک شود. مشکلاتی پیش میآید که شامل لیلیان آنجل، نامزد ردوی، و طرفدارش کاپیتان فلافی فاورهام، و پدر کتی است که بدترینها را درباره سر جورج و دخترش مشکوک است. در نهایت، مادر واقعی نوزاد برمیگردد تا فرزندش را جمعآوری کند، همه چیز حل میشود و عشق بین کتی و سر جورج شکوفا میشود.