خط داستانی
در اوایل قرن بیستم، یک رقاص زیبا در مکانی به نام "کافه کنگوردیا" موفقیت شگفتانگیزی دارد. او مورد توجه بسیاری از مردان قرار میگیرد، اما او عاشق ارنستو است، جوانی که والدینش با رابطه آنها مخالف هستند. ارنستو راکل را به یک مهمانی در خانهاش دعوت میکند اما مادرش او را نادیده میگیرد و یک خواستگار تحقیرش میکند. ارنستو با این مرد در یک دوئل روبرو میشود که در آن در آستانه کشته شدن توسط رقیبش است، اما راکل از بدن او محافظت میکند و گلوله را دریافت میکند. او در آغوش ارنستو میمیرد.