خط داستانی
زوج کراچمر به طور سخت در باغ سبزیجات کار میکنند. آنها برای مهریه دختر تنهاشان، بتیسکا، که در یک رابطه جدی با دکتر زدبورسکی است، پسانداز میکنند. الهام گرفته از یک گزارش روزنامه، تصمیم میگیرند برای کراچمر یک بلیط لاتاری بخرند. کراچمرکا با گریه بلیط را به خانه میآورد زیرا احساس میکند که تمام داراییهایش را دور انداخته است. پس از یک شب بیخوابی، به فروشگاه میرود تا بلیط را پس بدهد. اما دیگر دیر شده است، قرعهکشی انجام شده است...