خط داستانی
هرمان کروالملر میخواهد کاغذ دیواری بزند. او کمک دوست پسر خدمتکار را رد میکند و البته همه چیز به هم میریزد. پسرش پاولچن که همیشه در راه است و خدمتکار احمق و خندهرو به سردرگمی عمومی اضافه میکنند.
هرمان کروالملر میخواهد کاغذ دیواری بزند. او کمک دوست پسر خدمتکار را رد میکند و البته همه چیز به هم میریزد. پسرش پاولچن که همیشه در راه است و خدمتکار احمق و خندهرو به سردرگمی عمومی اضافه میکنند.