خط داستانی
فِیفتی-سالْه آینا در نخستین دشواریهای زندگی خود فرو میرود. برای نخستین بار loneliness احساس میکند و احساس بیپناهی میکند. پدر پس از طلاق از خانه رفت و مادر میکوشد زندگی شخصیاش را سامان دهد. تنها دوستیِ واقعیِ آینا، پدربزرگ، در آغوش او میمیرد. به خاطر شخصیت ناراحتکنندهاش و تمایل به پی بردن به درست و نادرست کارها، به او لقب دیوانه داده میشود. آینا، که در تحمل دروغ ناتوان است، در مدرسه و خانه با مشکلاتی روبهرو میشود. اما او قوی است چون ایدههایی دربارهٔ زندگی شاد دارد.