خط داستانی
استاندار هی او از بلا که کشور را درنورد می کند نگرانی دارد و کامجویی های ناخواسته را محکوم می کند همسر شوهردار را به عنوان معشوقه می گیرد هی او با توهمات و کابوس ها از نفرین کاستان ها رنج می برد و با وجود کشتن زوج در جشن دیدار دوباره اش و نا توان در دفع کارمای بدش از جذام می میرد