خط داستانی
در بازه زمانی یک روز (از سپیده دم تا غروب)، فیلم سرگردانیهای یک جوان هندی را ثبت میکند که بر روی ساحل میخوابد، با مجسمه مهاتما گاندی گفتگو میکند و با میمونش برای غذا جستجو میکند. تا بعد از ظهر، مراسم کوچکی توسط گاندیدوستان مرفه برگزار میشود، که در آن یک سخنران درباره "محبت الهی" سخنرانی میکند؛ اما وقتی پسر به نزدیکتر میآید، توسط یک نگهبان که یکی از سری اخراجها از این تماشاچی طرد شده است، به حرکت ادامه دادن دستور داده میشود.