خط داستانی
پدر پارلا، عثمان، پارلا را از مادر واقعیاش گل گرفته و با حیریه ازدواج میکند. حیریه با پارلا بسیار بد رفتار میکند. عثمان که در قاچاق دخالت دارد، در حال مرگ پس از یک تیراندازی، آدرس مادر پارلا، گل را به او میدهد. پارلا سفرش را آغاز میکند و از نامادریاش حیریه فرار میکند و در این مسیر با احمد ملاقات میکند. در همین حال، گل نیز در جستجوی دخترش است. از طرف دیگر، وکیل گل، آونی، میخواهد از گل و پارلا خلاص شود تا بتواند از املاک عموی گل ارث ببرد.