خط داستانی
پاییز 1944، قیام ملی اسلواکی سرکوب میشود و مبارزان باید به کوهها عقبنشینی کنند. واحد فرمانده رپتا، زوزکا، دختر سیزدهسالهای که در این شورش خانه و تمام بستگانش را از دست داده، را با خود میبرد. اما دشمن به شدت آنها را تعقیب میکند و رپتا مجبور میشود واحدش را تقسیم کند. عقبنشینی توسط گروهی که پیتر فرماندهی میکند پوشش داده میشود، اعضای این گروه تقریباً همه در تبادل آتش با سربازان آلمانی کشته میشوند. تنها کسی که زنده میماند پیتر است که به شدت زخمی شده است. زوزکا که همه در هیجان مبارزه او را فراموش کردهاند، او را از آلمانیها پنهان میکند. به محض اینکه پیتر قادر به راه رفتن میشود، او و زوزکا به سمت همرزمانشان حرکت میکنند.