خط داستانی
در سال ۱۹۷۹ آشکارسازی همجنسگرایی در دبیرستانی کوچک خطرناک بود، به ویژه اگر در رأس جامعه باشید. جوانی محبوب و ورزشی به نام هیوج با هویت جنسی واقعی خود دست و پنجه نرم میکند. خارج از مدرسه، او در جلسات جامعهٔ شهر با فردی معلول به نام وینستون آشنا میشود. آن دو در خانهٔ وینستون با هم در مورد درد یک همکلاسی به نام کابولد صحبت میکنند که به طور آشکاری همجنسگراست و در درد عمیق است. با توجه به پژوهش درباره نیروگاه، هیوج در نهایت با فاش کردن حقیقتهایش با دشواری مواجه میشود تا اینکه حادثهای عمومی در نیروگاه، بخار رادیواکتیو را آزاد میکند و او دیگر نمیتواند هویت جنسی خود را پنهان کند.