خط داستانی
این فیلم داستان یک رابطه عاشقانه را روایت میکند که یک ولگرد را رام میکند. زهرا خانم از ولگردی پسرش، نجم، خسته شده است. نجم در واقع یک آهنگساز موفق است. اما در سالهای اخیر به قمارباز compulsive تبدیل شده است. او تمام درآمدهایش و ارث پدرش را در قمار از دست داده است. اکنون اموال مادرش در خطر است. زهرا خانم به دنبال راههایی برای اصلاح پسر سرکش خود است. در نهایت، او تصمیم میگیرد نجم را به هلیا، که در یک مزرعه همسایه زندگی میکند، ازدواج دهد. این زن جوان پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه با عمویش زندگی میکند. او وقت خود را در یک روستای دور از استانبول، در میان طبیعت و نقاشیهایش میگذراند. نجم به دوستی با دخترانی مانند هلیا عادت ندارد. با این حال، مادرش او را مجبور به این کار کرده است.