خط داستانی
پسربچه ثروتمند هفت ساله بود و مادر مهربانش برای او جشن تولدی ترتیب داد. تعدادی از کودکان دعوت شدند تا روز تولد او را تبریک بگویند و این رویداد وعده میداد که یک تجربه شگفتانگیز در زندگی کودک باشد. اما یک ویژگی ناخوشایند وجود داشت، پسرعمو که دوازده ساله بود و تقریباً محترم به نظر میرسید، مهمان بود و زیباترین دختر کوچک مهمانی به زودی محبوب این مرد سالخورده شد. از آنجا که پسربچه ثروتمند به او توجه کرده بود، این موضوع او را عصبانی کرد که رقیبی در خویشاوند سالخوردهاش دارد.