خط داستانی
پس از اینکه برونچو بیلی و پیک نامه از دعوت به رقص در تالار شهر خودداری کردند، معشوقه برونچو دعوت دوست نزدیکش را میپذیرد. برونچو با کمال آرامش شکست را میپذیرد و تصمیم میگیرد کشور را ترک کند، در حالی که پیک نامه سعی میکند او را مجبور به رفتن با خود کند. او به او اسلحه میکشد. او اسلحه را از او میگیرد و سپس یادداشتی میگذارد که میگوید اگر برونچو برای آن به بار برود، آن را به معشوقهاش تحویل خواهد داد. معشوقهاش از این کار میترسد، اما به برونچو درباره این ماجرا میگوید و او بلافاصله به بار میرود، جایی که پیک نامه را شکست میدهد و اسلحه را از او میگیرد. سپس او میرود.