خط داستانی
شبها استیبان برای مافیا قاتل است و روزها جاعل است و رئیسش میگوید تقاضا اکنون Prostitutasی هستند که معمولی به نظر میرسند. او یک دختر را پیدا میکند و نامش جولی است. جولی دختری جوان و ساده است که به دنبال مردی درست در زندگیاش است. جولی در ابتدا پیشنهاد کار را به عنوان روسپی میپذیرد اما به دلیل جذابیت به استیبان، کار را قبول میکند و اجازه میدهد او از بیگناهی او استفاده کامل بکند. او فکر میکند استیبان واقعاً دوستش دارد.