خط داستانی
سه مراسم فاقد گفتار: تولد، بینا، و تولد دوباره. زنی در ته استخر شنا تنها دراز کشیده است. دوربین بدن او را دنبال میکند. او شروع میکند به بلند شدن، سپس فرو میرود؛ تشنجهایی آغاز میشود و بعد دوباره بلند میشود و بالای استخر معلق میماند. مردی بدون پیراهن با شلوار سفید در محوطه تاسیسات آسفالت ایستاده است، در دو طرف، خودرویی قابل مشاهده است. تشنجها آغاز میشوند. خودروها عقب میروند، همچنان رو به او و رو به یکدیگر. آنان مکث میکنند؛ به سمت او میدوند. او پرش میکند. جوانی با پیراهنی بدون آستین و شلوارک سفید در مقابل ساختمانی بلند ایستاده است. درها باز میشوند، او وارد میشود و به سمت اسانسور میرود. تشنجها او را در حالی که به بالا رفتن از پلهها میپرد، بهطور ضربهای میزند. او از اسانسور خارج میشود، مکث میکند و به سمت پنجره میدود. او از پنجره عبور میکند.