خط داستانی
یک یتیم به نام ژانت توسط کشاورز قلعه چامبلو به فرزندی پذیرفته میشود. او با پسر صاحب Manor، خانم د برنکورت، بزرگ میشود، قبل از اینکه زمانی که به عنوان خانم در انتظار منصوب میشود از او جدا شود. از طرف دیگر، جوان، ژان، از مستعمرات به همراه یک زن مطلقه زیبا، خانم لور، که میخواهد با او ازدواج کند، بازمیگردد. اما این خانم زیبا یک دسیسهگر است و ژانت نقشه او را کشف کرده است، زیرا او عاشق ژان است. این دو دوست دوران کودکی در نهایت دوباره به هم میپیوندند.