خط داستانی
راهزن، که از پنجره دفتر قدیمی اکسپرس تماشا میکند، میبیند که پیامرسان مبلغ زیادی پول را به نماینده میدهد. چند دقیقه بعد، پیامرسان، یک مرد پیر، توسط راهزن مورد حمله و سرقت قرار میگیرد. شلیکهای او توجه کلانتر را جلب میکند و او به تعقیب میپردازد. راهزن زخمی میشود و به زحمت به انبار یک دامدار میرسد. دامدار او را از تعقیبکنندگانش نجات میدهد و قدردانی او را به دست میآورد. چند روز بعد، دامدار متوجه میشود که پلیس در پی او به خاطر جرمی که سالها پیش مرتکب شده است، است.