خط داستانی
دختر یک خواننده شبانه، ویلما با ادگار آشنا میشود که پدرش نیز مانند مادر ویلما یک والد تنها است. در حین دوستی، والدین آنها نیز عاشق هم میشوند. برخی از پیچیدگیها پیش میآید، مانند جدایی ناگهانی والدین آنها به دلیل نارضایتی مادربزرگ ادگار از رابطه پسرش با مادر ویلما که یک خواننده شبانه است، که در آن زمان (دهه 60-70) یک تابوی اجتماعی برای طبقه بالا بود. پیچیدگی دیگر، ربوده شدن ویلما بود. اما همه چیز در نهایت حل میشود، درست به موقع برای شماره تولید موسیقی نهایی، که در آن تمام گروه به رقص و آواز به آهنگ موفق ویلما، "دو ر می فا سل لا عشق تو!" میپردازند.