خط داستانی
آدریان ساویج برای میراث پدرش باید ازدواج کند و قصد دارد با لولا ازدواج کند اما لولا عاشق راسل است مردی که در شور هیجانی آتشیانه دیدارش کرده و به عکاسی جنگ رفت و پايش شکسته است وقتی دو نفر در جشن نامزدی با هم روبه رو می شوند لولا می فهمد چقدر به او اهمیت می دهد اما اکنون راسل معشوقه ای دارد که با حسد به چشم دوختن هوس او را می بیند