خط داستانی
یک مستعمرهنشین قدیمی با دختری زیبا از یک مشاور املاک خبر میگیرد که وام مسکن او سررسید شده و او قادر به پرداخت آن نیست. دختر به دفتر مشاور میرود تا درخواست تمدید زمان کند و مشاور که تحت تأثیر زیبایی او قرار گرفته، به او توجه میکند. او او را رد میکند و مشاور تهدید میکند که پدر و دختر را اخراج خواهد کرد. مالک به مشاور توصیه میکند که در صورت عدم پرداخت، ملک را مصادره کند، اما اگر مستعمرهنشین قادر به پرداخت نیست، باید زمان کافی به او بدهد. اما مشاور گزارش میدهد که مستعمرهنشین از پرداخت خودداری میکند و به اخراج آنها ادامه میدهد. در همین حال، پزشک مالک به او توصیه میکند که برای سلامتیاش به روستا برود.