خط داستانی
ارنست بوربون متوجه میشود که بارانی از سکههای طلا از عقب الاغش میریزد - من این را به مودبانهترین شکل ممکن بیان کردهام. حالا که ثروتمند شده است، به شهر میرود، به خوبی لباس میپوشد و خدمتکارانی استخدام میکند. برخلاف داستان غازهایی که تخمهای طلا میگذارند، او به نیکوکارش به خوبی رفتار میکند، هرچند که به نظر میرسد الاغ از این روند لذت نمیبرد.