خط داستانی
جویس فیرفکس کوچک، مادیان خود “ساتان” را دوست دارد. زمانی که مشکلات مالی مادر جوان و بیوهاش او را مجبور به فروش میکند، پدربزرگش، قاضی بویس، که با انتخاب شوهر مادرش مخالف بود، به طور مخفیانه او را میخرد. وقتی قاضی نیز با مشکلاتی مواجه میشود، ساتان را در مسابقات دیکسی ثبتنام میکند، جایی که سیلاس مورگان بیرحم سعی میکند با حقهبازی مانع از دویدن مادیان شود. او تقریباً موفق میشود تا اینکه یک سوارکار مرموز به موانع میآید و ساتان را به پیروزی میرساند. وقتی خانم فیرفکس به پادوک میشتابد، جویس را مییابد که در رنگهای جاکیاش بسیار کثیف و گلآلود است، و در همین لحظه قاضی بویس میرسد و این سه نفر دوباره به هم میپیوندند.