خط داستانی
هنری و تِوگی، دو دختر-پسر شرور که هویت جنسیتی خود را نادیده می گیرند، به کلیسا وارد می شوند و از پلیس فرار می کنند برای یک شب. در آنجا جسد یک مرد بیخانمان در اعترافگاه پیدا می شود و هنری که با مشکلات پدر غایب روبه روست، شب را سپری می کند تا معنای از دست دادن این غریبه را بفهمد.